تاریخ تشیع در آستانه ورود به عصر غیبت، یکی از حساسترین و پیچیدهترین دورههای معرفتی و اجتماعی خود را تجربه کرد. با گسترش گستره اندیشه اسلامی و همزمان افزایش شدید فشارهای سیاسی و هجوم شبهههای گوناگون، صیانت از کیان دین و حفظ استقلال فکری پیروان اهلبیت(ع) نیازمند راهبردی بنیادین و بیبدیل بود. در این میان، تحلیل سیرهشناختی و علمی حضرت ابومحمد امام حسن عسکری(ع)، معروف به «ابنالرضا» و «امام زکی» بهعنوان پیشوای معصومی که وظیفه خطیر انتقال جامعه از دوران حضور به عصر غیبت را بر عهده داشت، کلید فهم دقیق مناسبات میان قرآن، عترت و رسالت نخبگان دینی به شمار میرود.
پاسخ به این پرسش که چگونه میتوان باورهای جامعه را در مواجهه با چالشهای فکری و انحرافات نوظهور مصون داشت، نیازمند کاوش اجتهادی در فقه امامت است؛ موضوعی که آیتالله سیدمحمود بحرالعلوم میردامادی از استادان و پژوهشگران برجسته حوزههای علمیه و بنیانگذار مراکز تخصصی امامت و مهدویت، در آثار ارزشمند خود از جمله کتابهای «آفاق الولایة فی فقه الإمامة» و «مرآة المودّة» به شایستگی به آن پرداخته است. در ادامه، گفتوگو با آیتالله سیدمحمود بحرالعلوم میردامادی پیش روی شماست تا ابعاد تحلیلی این الگوی رهاییبخش و وظایف دانشمندان در نگاهبانی از ایمان مردم تبیین شود.
مدیریت هوشمندانه جامعه دینی در بستر سختترین شرایط تاریخی
آیتالله بحرالعلوم در تشریح موقعیت ویژه دوران امامت یازدهمین پیشوای شیعیان تصریح میکند: زمانه حضرت امام حسن عسکری(ع) یکی از پیچیدهترین دورانهای تاریخ تشیع به شمار میرود؛ چراکه با وجود گسترش جغرافیا و افزایش آگاهی پیروان اهلبیت(ع)، حساسیتهای دستگاه حکومت عباسی نیز در سامرا به حداکثر رسیده بود. حاکمان وقت با آگاهی از روایتهای نبوی درباره تولد حضرت مهدی(عج)، مرکز امامت را تحت مراقبت شدید قرار داده بودند تا مانع تحقق این وعده الهی شوند. با این حال، یازدهمین امام شیعیان با اتخاذ تدابیر دقیق علمی و تربیتی، نهتنها نفوذ اندیشه اصیل اسلامی را حفظ کرد، بلکه بستر اجتماعی برای ورود به عصر غیبت را نیز آماده کرد.
این استاد برجسته حوزه علمیه در ادامه با اشاره به پدیده زمینهسازی برای غیبت یادآور میشود: یکی از بزرگترین شاهکارهای مدیریتی آن حضرت، تشکیل و انسجامبخشی به شبکه وکالت و نمایندگان در سراسر سرزمینهای اسلامی بود. تا پیش از این برهه، ارتباط مستقیم پیروان با امام اصل محسوب میشد، اما با توجه به شرایط حصر و در پیش بودن عصر غیبت، حضرت عسکری(ع) شیعیان را آموزش داد تا نیازمندیهای فکری، شرعی و مالی خود را از طریق نمایندگان برجسته و عالمان امین پیگیری کنند. این نهاد وکالت توانست افکار عمومی جامعه دینی را تغذیه کرده و از سرگردانی پیروان در دوران غیبت صغری و کبری جلوگیری کند.
مواجهه عقلانی با شبهههای فکری و موازیکاریهای کلامی
ایشان با ذکر یکی از مهمترین رخدادهای علمی دوران امام حسن عسکری(ع) خاطرنشان میکند: در کنار فشارهای سخت سیاسی، جامعه آن روز با موجی از تردیدهای فکری و نظری روبهرو بود که اگر هدایتهای روشنگرانه اهلبیت(ع) وجود نداشت، باورهای دینی مردم دچار تزلزل میشد. داستان اسحاق کندی که از فیلسوفان سرشناس عراق بود، نمونهای برجسته از این مواجهههای علمی به شمار میرود. این دانشمند برجسته بر اثر اتکا به فهم شخصی و عدم شناخت کامل از ظرایف کلام وحی، تصور میکرد میان برخی آیات قرآن تناقض وجود دارد. او در خلوت خود مشغول نگارش کتابی شده بود تا تناقضات ادعایی قرآن را تدوین کرده و اصل وحی را زیر سؤال ببرد. آیتالله بحرالعلوم با تبیین درسهای تحلیلی این ماجرا بر نیاز همیشگی جامعه به مفسر معصوم تأکید کرده و میافزاید: حضرت ابومحمد امام حسن عسکری(ع) بدون برخورد تند یا ایجاد جنجال، شیوهای کاملاً منطقی را برای اصلاح این انحراف فکری طراحی کرد. امام به یکی از شاگردان این دانشمند آموزش داد ابتدا با رفتار محبتآمیز اعتماد استاد خود را جلب کند و سپس این پرسش کلیدی را مطرح کند که آیا احتمال نمیدهی خداوند از این آیات، معنایی غیر از برداشت شخصی تو را اراده کرده باشد؟ این فیلسوف با شنیدن این پرسش عمیق متوجه شد در زبان عربی امکان اراده معانی متعددی وجود دارد و ادعای تناقض، صرفاً ناشی از برداشت محدود خودش بوده است. او با درک این حقیقت و آگاهی از اینکه چنین پاسخ گرهگشایی تنها از سرچشمه دانش اهلبیت(ع) برمیآید، تمام دستنوشتههای خود را سوزاند.
هدایت عقول و بازگرداندن متن مقدس به سرچشمه اصلی
این پژوهشگر معارف اهلبیت(ع) با استناد به متون دینی بر ضرورت تعادل میان آموزههای احکام و عقاید تأکید و اظهار میکند: ماجرای کندی به روشنی اثبات میکند فهم قرآن کریم بدون مراجعه به طبیب آسمانی و معلم الهی، انسان را به گمراهی میکشاند. همان طور که نسخه پزشکی بدون نظر پزشک متخصص کارساز نیست، قرآن نیز به مفسر آگاه و معصوم نیاز دارد. متأسفانه هر گاه بشر سعی کرده متن مقدس را از عترت جدا کند، دچار برداشتهای شخصی و انحرافات فکری شده است. فهم عمیق دین نیازمند آن است پژوهشگران حوزه دین همان گونه که در فروع شرعی و احکام اجتهاد میکنند، در مسائل اعتقادی و فقه امامت نیز کاوش دقیق و برهانی داشته باشند.
آیتالله بحرالعلوم در همین راستا به حدیثی جامع از امام جعفر صادق(ع) اشاره کرده و میگوید: پیشوای ششم شیعیان، محورهای اصلی دانش مورد نیاز انسان را در چهار بخش خلاصه کرده است، چنانکه در روایت شریف آمده است: «وَجَدْتُ عِلْمَ النَّاسِ کُلَّهُ فِی أَرْبَعٍ: أَوَّلُهَا أَنْ تَعْرِفَ رَبَّکَ، وَاَلثَّانِی أَنْ تَعْرِفَ مَا صَنَعَ بِکَ، وَالثَّالِثُ أَنْ تَعْرِفَ مَا أَرَادَ مِنْکَ، وَالرَّابِعُ أَنْ تَعْرِفَ مَا یُخْرِجُکَ مِنْ دِینِکَ» (الکافی، ج۱، ص۵۰) تمام دانش مردم را در چهار چیز یافتم: نخست اینکه پروردگارت را بشناسی، دوم اینکه بدانی خداوند با تو چه کرده و چه نعمتهایی به تو داده است، سوم اینکه بدانی از تو چه خواسته و چه وظیفهای داری و چهارم اینکه بشناسی چه چیزی تو را از دینت بیرون میبرد. این کلام نورانی نشان میدهد آگاهی از مرزهای عقیده و شناخت عوامل انحراف، از ارکان اصلی تفقه در دین به شمار میرود.
رسالت نخبگان در پایداری عقیدتی و صیانت از اندیشه جامعه
نویسنده کتاب آفاق الولایة فی فقه الإمامة در بررسی وظایف حوزههای علمیه و اندیشمندان در عصر غیبت اضافه میکند: امام حسن عسکری(ع) در تبیین جایگاه عالمان دین، منشوری بسیار ارزشمند ارائه داده که مسئولیت نخبگان را در دوران غیبت حضرت بقیةالله الاعظم(عج) مشخص میکند. بر اساس این دیدگاه، عالمان راستین، مرزبانان اندیشه و باورهای جامعه هستند که باید مردم را از دامهای فکری و تبلیغات گمراهکننده نجات دهند.
وی برای تثبیت این فرمایش، عبارت شریف امام حسن عسکری(ع) را نقل و بیان میکند: یازدهمین پیشوای ما در تصریح مقام عالمان متعهد میفرماید: «لَوْ لَا مَنْ یَبْقَی بَعْدَ غَیْبَةِ قَائِمِنَا عَلَیْهِ السَّلَامُ مِنَ الْعُلَمَاءِ الدَّاعِینَ إِلَیْهِ، وَالدَّالِّینَ عَلَیْهِ، وَالذَّابِّینَ عَنْ دِینِهِ بِحُجَجِ اللهِ، وَالْمُنْقِذِینَ لِضُعَفَاءِ عِبَادِ اللهِ مِنْ شِبَاکِ إِبْلِیسَ وَمَرَدَتِهِ، لَمَا بَقِیَ أَحَدٌ إِلَّا ارْتَدَّ عَنْ دِینِ اللهِ، وَلَکِنَّهُمُ الَّذِینَ یُمْسِکُونَ أَزِمَّةَ قُلُوبِ ضُعَفَاءِ الشِّیعَةِ کَمَا یُمْسِکُ صَاحِبُ السَّفِینَةِ سُکَّانَهَا، أُولَئِکَ هُمُ الْأَفْضَلُونَ عِنْدَ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ» (الاحتجاج، ج۲، ص۴۵۵) اگر پس از غیبت قائم ما، عالمانی نبودند که مردم را به سوی او دعوت کنند و به او رهنمون شوند و با حجتهای الهی از دینش دفاع کنند و بندگان ناتوان خدا را از دامهای ابلیس و ناصبیها نجات دهند، هیچ کس نمیماند مگر اینکه از دین خدا برمیگشت. اما آنان کسانی هستند که زمام دلهای شیعیان ضعیف را در دست دارند، همان گونه که ناخدا سکان کشتی را در دست میگیرد؛ اینان نزد خداوند عزوجل برترین هستند.
الگوی جامع تربیتی و پاسخگویی به نیازهای معاصر
این استاد حوزه نجف با تحلیل شرایط معرفتی جهان معاصر ابراز میکند: امروز نیز جامعه بشر با حجم عظیمی از شبهههای گوناگون در عرصه اعتقادات روبهرو است. درس بزرگی که از سیره امام حسن عسکری(ع) میگیریم، ضرورت تجهیز به برهانهای عقلانی، بهکارگیری رفتار منطقی و محبتآمیز در مواجهه با صاحبان اندیشه و تلاش برای گرهگشایی از شبهههاست. یک عالم و مربی دینی نباید تنها به بیان مسائل فردی بسنده کند، بلکه باید ناظر به نیازهای روز، خیمهگاه فکری جامعه را مستحکم کند.
آیتالله بحرالعلوم میردامادی در جمعبندی سخنان خود با اشاره به جامعیت الگوی امامت بیان میکند: حضرت عسکری(ع) در کنار تمام فعالیتهای بزرگ علمی، شبکهسازی اجتماعی و مبارزههای فکری، یک مربی کامل اخلاق و سلوک عملی بود. رفتار آن حضرت با موافقان و مخالفان بهگونهای بود که حتی مجریان حصر نیز تحت تأثیر وقار، عبودیت و اخلاق والای ایشان قرار میگرفتند. امروز نیز راه نجات جامعه و تسریع در فرج قائم آل محمد(عج)، تکیه بر همپایگی قرآن و عترت، استخراج دقیق معارف اهلبیت(ع) و تعمیق فقه امامت در کنار عمل به دستورات اخلاقی اسلام است تا پیروان مکتب بتوانند در توفانهای فکری عصر غیبت، استوار و ثابتقدم باقی بمانند.





نظر شما